مدرسه آنلاین ، تیزهوشان آنلاین
                                                        
درباره وبلاگ

سلام دوستان
من محمد امین کاتب صابر به عنوان مدیر وبلاگ، ورود شما را به این وبلاگ خیر مقدم عرض می نماییم امید که با نظراتتان ما را هرچه بیشتر برای بهتر کردن مقالات و مطالب و آموزش ها یاری دهید.
با تشکر
مدیر وبلاگ : محمد امین کاتب صابر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بازدید: پنجشنبه 16 دی 1389 :: نویسنده : محمد امین کاتب صابر

سلام دوستان خوبم امروز براتون یه مطلب اوردم خودم هم از توی یه وبلاگ برداشتم. اما وقتی خوندم قلبم به درد اومد. امیدوارم در همتون در زندگی برنده باشید.

مسابقه زندگی

پل یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود. شب عید هنگامی كه پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد.

پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: " این ماشین مال شماست ، آقا؟".

پل سرش را به علامت تائید تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است".

پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است كه برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این كه دیناری بابت آن پرداخت كنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای كاش..."

البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزویی می خواهد بكند. او می خواست آرزو كند. كه ای كاش او هم یك همچو برادری داشت.

اما آنچه كه پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:" ای كاش من هم یك همچو برادری بودم."

پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با یك انگیزه آنی گفت: "دوست داری با ماشین یه گشتی بزنیم؟""اوه بله، دوست دارم."

تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی كه از خوشحالی برق می زد، گفت: "آقا، می شه خواهش كنم كه بری به طرف خونه ما؟".

پل لبخند زد. او خوب فهمید كه پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد كه توی چه ماشین بزرگ و شیكی به خانه برگشته است.

اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بی زحمت اونجایی كه دو تا پله داره، نگهدارید.".

پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت كه پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت.

او برادر كوچك فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره كرد :..

" اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه كه طبقه بالا برات تعریف كردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نكرده.

یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد . اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری كه همیشه برات شرح می دم، ببینی."

پل در حالی كه اشكهای گوشه چشمش را پاك می كرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند.

برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند.

 

در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره





نوع مطلب : مطالب دینی، مطالب فارسی و دستور و ادبیات، 
برچسب ها : داستان های خواندنی، داستان های كوتاه، داستان های زیبا، داستان، داستان های زندگی، داستان های خفن، مدرسه آنلاین، تیزهوشان آنلاین، دبیرستانه آنلاین، تیزهوشان دبیرستان، تیزهوشان، فارسی و دستور 1، ادبیات 1، دین و زندگی 1، دینی 1، دینی الو دبیرستان، فارسی و دستور اول دبیرستان، ادبیات اول دبیرستان، ادبیات اول،




وودی آلن

کارگردان، تهیه كننده،‌نویسنده و هنرپیشه مشهور كه جوایز بسیاری را در زمینه هنر سینما از آن خود كرده است،‌در زمینه تولید فیلمهای متحرك در دانشگاه نیویورك سیتی و سیتی كالج نیویورك نه تنها موفق نشد بلكه جزو مردودین این رشته بود. و همینطور در رشته زبان انگلیسی در n.y.u نیز جزو مردودین بود.

الكساندر گراهام بل

گراهام بل.‌مخترع تلفن، پس از اختراع خود نتوانست اختراع ویژه اش را به دنیای تجارت عرضه كند. او برای یافتن یك پشتیبان برای اجرای نقشه اش تحت فشار بسیار شدیدی قرار داشت. در 1876 او به كمپانی بزرگ وسترن یونیون پیشنهاد داد كه  در ازای دریافت صد هزار دلار، حقوق انحصاری اختراع ویژه اش را به آنان بفروشد! ولی جالب آنكه رئیس این شركت بزرگ، پیشنهاد او را رد كرد و در حالی كه گراهام بل را با سوالات كوته بینانه خود تحت فشار قرار داده بود به او گفت: تو فكر می كنی این اسباب بازی الكتریكی چه استفاده ای برای شركت می تواند داشته باشد؟!

وینستون چرچیل

مردی كه تا سنین بالا فقط عنوان شهروند پیش كسوت را، آن هم به دلیل سنش داشت در سن 62 سالگی به مقام نخست وزیری رسید. او به اندازه یك عمر كامل و تقریبا بطور دائم،‌در تلاش برای رسیدن به رتبه های بالا شكست خورد و در نهایت توانست به آنچه می خواست برسد!

كلینت ایستوود

هنرپیشه معروف فیلمهای وسترن كه شهرت بسیاری را در سینما از آن خود كرده است در ابتدای كارش نه تنها فرد مطرحی در این رشته نبود بلكه آینده او توسط كمپانی های فیلمسازی، ناامیدكننده پیش بینی شده بود و او را فردی می نامیدند كه دندانهای لب پریده دراد و سیب آدم (استخوان جلوی گلو)‌ او بیش از حد بیرون زده است و بیش از حد آرام حرف می زند. این تصویر او در ذهن كمپانی های بزرگ بود!

آلبرت انیشتین

او در مقاطع تحصیلی خود بسیار ضعیف بود. در كلاس اول ابتدایی و امتحان ورودی دانشگاه پلی تكنیك زوریح رد شد! ولی در نهایت یكی از نامدارترین دانشمندان تاریخ شد!

ویلیام فالكنر

كسی كه در مقطع متوسطه تحصیلات خود رد شد و كارش فقط پرسه زدن در آمریكا و كانادا بود! او رشته های زیادی را امتحان كرد از جمله نام نویسی برای نیروی هوایی كانادا، سعی كردن برای ورود به دانشگاه، كار كردن بعنوان رئیس پستخانه كه در نهایت به خاطر آنكه سر كار و در وقت كاری، خود را به خواندن و مطالعه سرگرم می كرد او را اخراج كردند!

سپس او نویسندگی را امتحان كرد و 5 كتاب تا سال 1930 نوشت ولی حتی از این طریق هم موفق نشد تا خانواده خود را از نظر مالی تامین كند؛ ولی مایوس نشد. در نهایت در سال 1949 موفق به گرفتن جایزه نوبل در رشته ادبیات شد!

هنری فورد

هنری فورد بارها و بارها شكست خورد و تقریبا 5 بار ورشكست شد تا در نهایت موفق شد به آنچه در نظر داشت برسد.

جالب آنكه او در ساخت اولین ماشین دست ساز خود فراموش كرده بود دنده عقب را در ماشین تعبیه كند! در سال 1957 وقتی به ماشین ساخت خود مباهات می كرد درهای ماشین بسته نمی شدند و كاپوت ماشین هم باز نمی شد! رنگ ماشین پوسته پوسته شده بود و بوق آن گیر كرده بود و به گونه ای بود كه فروشش غیر ممكن بود! ولی بعدها تولیدات او بسیار چشمگیر و مشهور شد.

امیدها را می توان افزود و بیمها را می توان كاست. خداوند همیشه تجربیات جدید و شگفت انگیزی برای ما در پرده دارد. اغلب وقتی به نظر می رسد كه همه چیز به انتها رسیده و شب به تاریك ترین حد خود نزدیك شده، ‌خداوند معنی متفاوتی را برایمان رقم می زند و معنای این انتها،‌شروعی تازه است و بشارت دهنده آنكه نور در راهست زیرا كه روش های او با روش های ما فرق دارد! اگر او بخواهد در انتهای ناامیدی ها،‌امیدواری عظیمی در انتظارست.





نوع مطلب : مطالب دینی، 
برچسب ها : مطالب دینی، آموزش دینی، دینی اول دبیرستان، دینی، دینی 1، دین و زندگی، مدرسه آنلاین، تیزهوشان آنلاین، دبیرستان آنلاین، تیزهوشان، دینی تیزهوشان، دین و زندگی تیزهوشان،




سلام دوستان

امروز یه پاورپوینت اوردم که حتما هرکدوم از شماها اونو ببینه بعد از اون حتما یه دل سیر گریه میکنه و حتما متوجه میشه که چرا باید شکر گزاری کنه و ...

دانلود پاورپوینت





نوع مطلب : مطالب دینی، 
برچسب ها : آموزش دینی، خداشناسی، دین و زندگی، دینی 1، دین و زندگی دبیرستان، آموزش دین و زندگی، مدرسه آنلاین، پاورپوینت دینی، پاورپوینت خداشناسی، تیزهوشان، دبیرستان آنلاین،






 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic